مروري كوتاه بر زندگي و آثار بهرام دبيري
بهرام دبيري- در ماه قوس (تير و كمان مرد اسب ) و در سال ببر (1329) در شيراز به دنيا آمد.
تماشاي نقش بر جسته هاي تخت جمشيد و حضور شكوهمند كتيبه هاي نقش رستم از خاطرات كودكي اوست. او از دوازده سالگي به شكل خود سرانه و نياموخته نقاشي را آغازكرد.
درباره آن سالها مي نويسد:
در يكي از روزهاي پائيز در شيراز به دنيا آمدم. ارغواني ارغوان را بر سر ديوار باغ ها به ياد دارم ، و گلهاي زرد بابونه را در باران.
اول مي خواستم شاعر باشم ، بعد گياه شناس ، اما رنگ گلها و گرماي نگاهها و اندامها مرا شيفته نقاشي كرد. كودكيم پر از داستانهاي مثنوي و شاهنامه بود كه شبها مادرم مي گفت. براي خوب خواندن غزل از حافظ پدرم به من جايزه مي داد. همراه خانواده به تهران آمدم. وارد دانشكده هنرهاي زيبا شدم. كتابخانه حقيرش برايم گنجي بود، بوش و بروگل را آنجا شناختم. با سيمين اكرامي كه در رشته مجسمه سازي تحصيل مي كرد ازدواج كردم. زندگي با شكوه تر شد. روزي صدها صفحه طراحي مي كردم، از صورت و دست و اندام و اشيا . نقاشي برايم جستجوي خو دم بوده است.
1345-همراه خانواده به تهران آمد.
1347-اولين نمايشگاه خود را در گالري سپيد تهران بر پا كرد.
عليرضا نوري زاده روزنامه نگار ، شاعر و منتقد در مجله فردوسي مي نويسد :" روز سه شنبه هشتم مهر ماه ، نمايشگاهي داشت بهرام دبيري نقاش جوان در گالري سپيد، اين اولين نمايشگاه دبيري بود كه اصلاً شيرازي است و يكسالي است كه گريزي به تهران زده و خيلي جوان است و بيست ساله ، نقاش علاقمند به رنگهاي تيره و فضاي نقاشيهايش همگي نشاني از بسته بودن و خفگي و نيز در جايي افقي باز، اما باز انساني تنها ، و دلگير ميشوي، هيچ روزنه اي سوي آفتاب نبود".
1349-وارد دانشكده هنرهاي زيبا ي دانشگاه تهران شد.
در سال هاي آغاز دانشجويي تحت تاثير نقاشاني چون بوش و برو گل قرار گرفت. با استاداني چون هانيبال الخاص ، بهجت صدر ، پرويز تناولي و روئين پاكباز كار كرد.
1352-با سيمين اكرامي كه دانشجوي رشته مجسمه سازي همان دوره بود ازدواج كرد.
در اين سال ها با آثار نقاشي ديواري مكزيك آشنا شد. او نقاشي را به طور حرفه اي از اين سالها آغاز مي كند. او در اين دوران عموماً از تكنيك رنگ و روغن استفاده مي كند و هر روز ساعت ها طراحي مي كند.
1354-نمايشگاهي از اين گروه كارها را در انستيتو گوته تهران به نمايش مي گذارد.
م- آزاد شاعر درباره اين نمايشگاه مي نويسد: "محتواي نقاشي هاي دبيري ، هر چند خيال پردازانه ،كابوس وار، مرگ هم هست. مردگان كه در خاك مي شوند و جمجمه ها (كالبد شكافي وحشت)و عشق ، پرواز عاشقانه مردان و زنان ، روزنه اي بر ظلمت جهاني كابوس وار ... آبي هاي دبيري اين ذهنيت غني شاعرانه ، صداي آب و صداي نوازش دارد، من در آنها عشق ديده ام. كابوس ها را هم از بر آشفتگي او ميدانم... او امروز ضيافتي از رنگ ها و چهره ها و اندام ها و حديث ها از خيال دارد، با آرزوي بهتري و بيشتري ، به سلامت باشد كه راستي نعمتي است بزرگ".
1354-نمايشگاهي در گالري سيحون از كارهاي همين دوره به نمايش مي گذارد.
دكتر غلامحسين ساعدي نمايشنامه نويس درباره اين نمايشگاه مي نويسد:
" هر تابلوي او تركيبي است از چند تابلو و هر گوشه ي آن كاري است كه مي تواند بوم بزرگي را به پوشاند. ماده اصلي كار او آدميزاد است ، ... چنين است كه كار او گاه بسيار عبوس است ،همچون اسكلت فرسوده اي كه مردي در نقش ماما از شكم زانويي بيرون مي كشد ،و گاه فوق العاده ، همراه با طنز و طنازي .او تصوير گر كابوس هاي روزگار ماست".
1355-گالري نقش تهران – نمايشگاه طراحي با هانيبال الخاص.
1355-گالري دريسي شيراز آثار رنگ و روغن با هانيبال الخاص.
1356-به خدمت سر بازي اعزام مي شود.
1356- نمايشگاه نقاشي و طراحي در تهران گالري.
انقلاب بر او تاثير مي گذارد. نقاشي پرده هاي بزرگ را آغاز مي كند كه داراي مضامين تاريخي و اجتماعي است. او اين دوره را دوران دوم آثار خود مي داند.
1358- نمايشگاه بازگشايي موزه هنرهاي معاصر تهران با دو پرده بزرگ ،انقلاب و مزدك بامدادان.
1358-نمايش يك پرده بزرگ در حضور مردم در باغ فردوس تهران.
1358-نمايش يك پرده بزرگ در دفتر سياسي " جنبش براي آزادي مردم ايران".
1359-موزه هنرهاي معاصر تهران ، پرده اي بزرگ در ارتباط با انقلاب و جنگ.
1359-نقاشي يك ديوار در ترمينال خزانه تهران.
1359-نمايشگاهي از پنج پرده (فُرماسيون ها ) رنگ و روغن روي بوم در شوراي نويسندگان و هنرمندان ايران.
1359-نمايش چند پرده در چند شهر شمال ايران.
1360- نمايشگاه گروهي نقاشي موزه هنر هاي معاصر تهران.
1360-نمايشگاه گروهي نقاشي در شوراي نويسندگان و هنر مندان ايران.
1361- بحجت اميد منتقد هنر در دفتر ششم فصلنامه شوراي نويسندگان و هنرمندان ايران مي نويسد : "... رنگ آميزي تابلو هاي دبيري فوق العاده است. هر رنگ روشن و شاد گويا خورشيدي در درون دارد و هر رنگ تيره وغم باري شبي به سياهي شب يلدا".
آثار اين دوران در روزنامه مردم و مجله دنيا ( ارگان حزب توده ايران )مورد انتقاد قرار مي گيرد. در اين سال ها دبيري دو باره به كارگاه شخصي خود بر مي گردد و دوره سوم آثار خود را آغاز مي كند.
1363-نمايشگاه طبيعت بي جان در كارگاه شخصي ، رنگ و روغن روي بوم.
1363-نمايشگاه طرح ها و منظره ها در كار گاه شخصي ، آبرنگ.
1364-نمايشگاه پرده ها و مطالعات روي اساطير در كار گاه شخصي.
فرج سر كوهي سر دبير مجله آدينه در آدينه شماره 3 مي نويسد : "… به تابلوهاي كوچك دبيري كه مي رسيم، در كارهاي او درخشش ويژه اي دارند. با خطهاي ايراني و به مهارت رسم شده و رنگ هايي كه بجاي خود نشسته اند. بي پيرايه و بي ادعا انگار شعري كه بديهه سرايي بسرايد و بگذرد و شنوندگانش پس از يكي دو بار زمزمه ناگهان معني عميق آنرا در يابند".
1365-نمايشگاه چهره ها در كار گاه شخصي ، رنگ و روغن روي بوم.
1366-نمايشگاه خصوصي با مضامين اساطيري . تابلوي بزرگ " گاو زرين "از آثار اين دوره است.
محسن طاهر نو كنده منتقد نقاشي در مجله آدينه درباره آثار اين نمايشگاه مي نويسد : " با ديدن آثار اين نمايشگاه هنوز هم مي توان سيماي معترض دبيري را در نزديك به هشتاد اثر رنگ و روغن ، گواش، آكريليك ،طراحي و سياه مشق جستجو گرانه ، كه پراكندگي تنوع آن از نياز درونيش مايه مي گيرد به خوبي دريافت. هم آوايي رنگ ها و هم نشيني خطوط برخي از تابلو ها شعري مي آفريند مستقل ، قايم به ذات ، پر شور و گرما بخش".
توجه عميق به آثار پيكاسو و تجربه هايي در كوبيسم
1367- نمايشگاه در كانون نشر نقره تهران.
محسن طاهر نو كنده در تقسيم بندي آثار دبيري اينگونه مي نويسد : " دوره نخست آثار دبيري كه تا سال هاي 56 و 57 ادامه دارد دوره نمادگرايي اوست. انگار انسان نخستين تازه به ساختار آيين مناسكي خود دست يافته است. تصوير ذهني آدم ها و نوع كار برد رنگ ها كه پيوندي اندام وار با مضامين آثارش دارد به گونه غلياني بي اراده و مهار نا پذير از درون او، در مايه هاي تندرنگي، با تهاجمي از انبوه متراكم هياكل نقش بر جسته گونه، به كار برد مسطح و هموار رنگ هاي يكدست و يك پارچه به ياري رنگ و روغن ، بر بوم هاي كوچك و بزرگ او نشسته اند. اين دوره گوياترين نمونه از ذهنيت اوست از دنياي اسطوره ساز اطرافش ، كه با رويا چندان فاصله ندارد و به اجراي مناسك آييني مي ماند .
دوره دوم آثار او كه در سال هاي 57به بعد آغاز مي شود، دوره اي است كه محيط زندگي و طبيعت اطرافش دگرگوني يافته . اگر از جنبه هاي صوري اين آثار در گذريم ، به ناچار به سرچشمه هاي جوشش دروني او نزديك مي شويم و ارايه دوره نخست آثار او را تنها با تغيير صوري شيوه نگارگري او دوباره مي شناسيم . در اين دوره شگرد و مهارت هاي فني و ساختار پيچيده و مسئوليت پيام گذاري او خروشان تر و برنده تر است .اين پرده ها را مي توان با نگاره هاي پرده داران دوره گرد گذشته ايران مقايسه كرد .
دوره سوم آثار دبيري با طبيعت بي جان ها آغاز مي شود. دوره اي بارور و راهي تازه كه براي او فرصت آموختن و آميختن شيوه هاي گوناگون و تجربه هاي متفاوت و همزمان را فراهم مي آورد. اين دوره نه تنها در تجربه شگردها و تلقي تازه اي از شكل و محتوا جلوه گر است ، بلكه زمان و زبان آزمايش هاي تازه اوست" .
1368- نمايشگاه نقاشي گالري پافر تهران.
راديوي تهران در برنامه صداي هنر با برخوردي شديداً انتقادي از اين نمايشگاه صحبت مي كند و با مقايسه تفكر دبيري با تي – اس اليوت و ادگار آلن پو اين آثار را آثاري منحط اعلام مي كند!.
پرويز مرزبان استاد تاريخ هنر، مترجم و منتقد هنر در باره اين آثار مي نويسد : " گاهي مضموني واحد را از زاويه هاي مختلف و با نگاه هاي متفاوت مي نگرد. اين نو به نو شدگي همراه با پختگي بسيار در كاربرد رنگ و شكل آفريني و تركيب بندي آثارش نمايان است . فضاهاي بي مانند سرشار از چهره هاي اساطيري ، اندام هاي با وقار ، گاه نرم و موزون و گاه در كالبد شكسته . تصرف در مشهود ، نگاه هاي ژرف نگر ، حيرت زده ، مضطرب ... و اين همه با طراحي هاي سريع و محكم و مطمئن كه گويي بي واسطه از ديد به دست و از دست بر صفحه كاغذ سريده است".
مجيد شهرتي روزنامه نگار در مجله سروش مي نويسد :" ... دگرگوني شكل طبيعي – واقعي انسان و پيرامونش و سرشتن آنها با تفكر ساختار گرايانه ي نقاش و يا تلفيق چهره انسان با طبيعت بي جان، دبيري را جستجوگري خستگي ناپذير نشان مي دهد. كه به قرار دادها و شكلهاي مالوف دل نمي بندد و هميشه در صدد شكستن چارچوبه اي است كه محيط و ذهن عادت پسند ارائه مي دهد. دبيري با پشتوانه تجربيات و مطالعات همه جانبه اش در امكانات نقاشي معاصر بر آن است تا به بيان شخصي و جهاني خود دست يابد. در اين راه تنها قدرت كار و اعتماد به نفس او كافي است ".
1369- نمايشگاه خصوصي با هفتاد تابلو.
مرتضي كاخي شاعر، نويسنده و منتقد در باره اين آثار مي نويسد : "دبيري توانا و پركار است . نگاهش بر جهان هستي جويا و كاشف است و صافي درونش نجيب و دقيق و سختگير . هنر او گاهي خشن است و وهم انگيز، گاهي نرم و شورانگيز ولي در هر حال ژرف و شعور انگيز" .
روئين پاكباز استاد تاريخ هنر، نويسنده و منتقد هنر در نقدي بر اين آثار مي نويسد:" او به عنوان يك نقاش روايتگر ، دنياي شاعرانه اي را از پس پرده هاي آبي و خاكستري به ما نشان مي دهد. در اين دنيا همه چيز حتي نيروهاي شر جلوه اي لطيف و زيبا دارند. گويي نقاش در اين دسته از آثارش همواره به تماشاگر يادآور مي شود ، تشويشي به خود راه مده، آنچه مي بيني قصه اي بيش نيست. ولي اين فقط يك جنبه از نقاشي دبيري است، جنبه ديگر رويا رويي او را با تلخي و خشونت واقعيت باز مي تابد. در اين جا ست كه با يك نقاش بيانگر مواجهيم، حتي اگر به استعاره سخن بگويد".
1370-نمايشگاه " پرنده ها و نگاه " در قهوه خانه اي در كوهپايه دركه.
كيوان جهانشاهي موزيسين در مجله آدينه مي نويسد : "... در تقابلي كه بهرام دبيري بين شيفتگي و هراس، بين جهان ما و اسطوره بر بوم هاي خود خلق مي كند، صورت ها در مسير تراژيك خود با ذات اسطوره اي شان هم نشين مي شوند، با آنها مي ستيزند، مي آميزند و آنان " هراس زده " و "شيفته" در ناهمگوني انسجام يافته، محتواي شاعرانه اما نه تغزلي مي يابند. محتوايي كه ريشه در آميختگي حال و گذشته در يك لحظه خلق دارد"
1370-نمايشگاه كولاژ در گالري گلستان تهران.
علي اصغر قره باغي منتقد نقاشي در مجله آدينه مي نويسد:" آنچه در نقاشي هاي دبيري چشمگير است يكپارچگي و تداوم انديشه است. هر پرده اش به شكلي انكار نا پذير متعلق به دنياي ذهني اوست و با همان واژگان و ايماژ هايي نقاشي مي كند كه دير زماني است در تار و پود رويا هاي او تنيده شده است.
او مي كوشد فضايي بدست دهد كه بي پايان است و در آن صراحت كار ساز نيست و به همين سبب تا ثير بصري ژرف تري دارد".
1371-گالري آبي بابل كارهاي كولاژ و اكريليك با هانيبال الخاص.
1371-نمايشگاه خصوصي با پنجاه تابلو.
احمد رضا دالوند طراح مطبوعات و منتقد هنر درباره آثار دبيري مي نويسد : " در تك تك پرده هاي دبيري مي توان كرونولوژي تاريخ هنر را آنگونه كه او بر گزيده است مشاهده كرد. از نقاشي غار آلتاميرا ، تا آثار نقاشان چين باستان ، از مينياتور هاي ايراني تا بدويت نقاشي آفريقايي، از پرده هاي نقاشي قهوه خانه اي تا راز گونگي و سمبوليسم گوگن ،از شعر خطوط ماتيس تا منطق و استدلال كوبيست ها ، از نظم سزان وار تا روايات رويايي شاگال ...
مي توان گفت دبيري نقطه تلاقي همه حافظه تصويري ماست".
1371- نمايشگاه گروهي براي حمايت از زنان و كودكان بو سنيايي.
1372- نمايشگاه نقاشي گالري آبي بابل با ابراهيم حقيقي.
1372- نمايشگاه نقاشي گالري آريا تهران.
روئين پاكباز درباره آثار اين نمايشگاه مي نويسد: " در سامان سنجيده بيشتر نقاشي ها نوعي خود انگيختگي و رفتاري آزادانه را مي توان تشخيص داد ،ولي پويايي ساختار و پيچيدگي بيان تصويري از مهم تر ين دستاوردهاي تازه دبيري به شمار مي آيد. او موفق مي شود به مدد وسايل و تدابير تجسمي ،معنايي دو گانه و رمز آميز را به تماشاگر منتقل كند. تكان هاي بصري ناشي از تباين هاي رنگي ، تداخل شكل ها و تقابل هيكل هاي سايه وار با پيكر هاي نيم بر جسته صحنه را پر كشش و شور انگيز مي نمايد.
نقاش در دوگانگي حضور جسماني و اثيري اين پيكر ها بر چه تا كيد مي كند ؟ستايش زندگي ، عشق و زيبايي، يا واهمه از دست دادن همه اين موهبت ها را ؟
چنين است كه دبيري مخاطب خود را به كنكاشي ذهني وا مي دارد و اين موفقيت اوست".