Contact Dabiri



Bahram Dabiri


Bahram Dabiri نجف دریا بندری در روزنامه همشهری می نویسد : " یکی از وجوه مشخص نقاشان مدرن این است که مدام در پی ماده ای و صناعتی می گردند که تا به حال به کار نرفته باشد و صناعت نمد مالی میراث انسان های اولیه است اما آنچه به نظر من در نمد های بهرام دبیری تازگی دارد تلفیق نقاشی مدرن و صناعت کهنه و فرسوده نمد مالی است. می گویند انسان می تواند به دانش خود بیفزاید ولی نمی تواند از آن بکاهد. به نظر من مشکل کسی که می خواهد چنین تلفیقی را صورت بدهد از این نوع است. زیرا که جوهره هنر ابتدائی، مانند نمد مالی در کیفیت ساده دلانه یا "نائیف" آن است و رسیدن به این کیفیت برای هنرمند مدرن ، که هنرمند تعلیم دیده است ، اگر غیر ممکن نباشد دست کم بسیار دشوار است. نمدی که تصویر یک بز در آن نقش بسته است ، یا گل و بته ای که کار های " پل کله " را به خاطر می آورد نمونه های موفقی هستند از کوشش یک نقاش مدرن برای رفتن در جلد یک نمد مال ساده". 1375- گالری گلستان " نسل دوم نمدها". 1375-نمایشگاه گروهی در دفتر فرهنگی سفارت فرانسه تهران. 1375-نمایشگاه خصوصی "کاکوگرافی و طراحی". 1375-گالری گلستان نمایشگاهی از آثار سرامیک و فلز. احمد رضا احمدی شاعر درباره این آثار می نویسد : "صورت ها و چهره های زنان او از تابلوها بیرون آمده اند و در میان آهن ها رخ باخته اند کبوتران او این بار در رنگ آبی و زنگاری آهن ها جاویدان شده اند. بهرام به زمین آمده است". ترانه یلدا معمار ، شهرساز و منتقد در روزنامه اخبار می نویسد :" بهرام دبیری یک هنرمند واقعی است ، تعادل را می شناسد و نیز رفتن تا سر حد حدود را و حتی گذشتن از آنها را و همه را با هم در می آمیزد ، نور و رنگ را سال هاست به بازی گرفته ، اما ویژگی جوهریش جست و جوی مداوم اوست برای شناخت پدیده های جدید و استفاده از آنها برای خلق آثاری نو و بدیع ، با سری پر شور، دبیری به جزء جزء اهمیت می دهد تا کلیتی از هنر را هر بار با حضور عشق و لطافت و زیبایی از نو بیافریند. بهرام دبیری هنرمندی امروزی است با تمام فر هنگهای گذشته جهان در کوله بارش. او صمیمی ، خودمانی و سخت مغرور است. می گوید : " باید خالص و ناب و متشخص بود. "بهرام دبیری اینها همه را فکر می کند و به بوته عمل و آزمایش می گذارد و موفق بیرون می آید، از آن واژه های نخستین انسان غار نشین ، نیزه و تیر و کمان را در دست – " مرد – اسب" می گذارد این در واقع خودش است که در آذر ماه زاده شده و آمیزه ای است از " زئوس" و " سنتاور" زخم دیده و درد کش. برای بهرام دبیری تمام زنان جهان الهه های باروری اند و پیام آور صلح ، پس چه عجب که تصویر زنان همواره در کار هایش جاری باشد. او قادر است واژه های تصویری اش را همه جا به کار ببرد و در هر عرصه ای با قدرت تمام طراحی کند. چون هم حرف برای گفتن دارد ، هم باب گفتگو را می شناسد و از همه مهم تر بر ابزار کارش مسلط است ، در زمینه های مختلف و متنوع". 1376-انجام سفارش 120 کولاژ برای هتل استقلال تهران و 3 نقش برجسته در لابی همین هتل. 1376-نمایشگاه نقاشی خصوصی با عنوان " آثاری در مکتب شیراز". 1377- نمایشگاه نقاشی گالری گلستان با عنوان "مرغ و خروس های بهرام دبیری". 1378-نمایشگاه نقاشی پشت شیشه گالری پاسارگاد. مجله گلستانه نوروز 1378 "کاری که دبیری در این آثار کرده دو خصلت مهم دارد اول رویکرد درست و منطقی به یک سنت دیرین نقاشی در عصر قاجار یعنی نقاشی پشت شیشه و دوم وارد کردن عناصر و تکنیک های خاص خود به تابلوهاست. مفاهیم – ذهنی ، تخیلی و نمادی دبیری در چار چوب نقاشی های پشت شیشه اش به خوبی جای گرفته اند دبیری به دنبال هنر سنتی نیست ،او در جست و جوی سنت هنری است. 1378- نمایشگاه پاکت نامه ها کولاژ- شهر کتاب – تهران. روزنامه عصر آزادگان دی 1378 "در نخستین روز از سال دو هزار میلادی یک نمایشگاه تجسمی متفاوت در مکانی فر هنگی گشایش یافت که با تمی شاعرانه قصد دارد باز تاب احساس غم غربت در آغاز هزاره سوم باشد . بهرام دبیری که همواره در سال های اخیر با نو آوری های خود سعی می کند که شعور بصری را از روی دیوارها به میان زندگی آدم ها منتقل کند در آخرین نمایشگاه خود که در شهر کتاب نیاوران گشایش یافت 29 اثر کولاژ خود را با عنوان " پاکت نامه ها " به نمایش گذاشت. 1378-نمایشگاه نقاشی گروهی دوبی Total Arts at the Courtyard 1379—نمایشگاه نقاشی گروهی آمریکا Art Expo New York 2000 Contemporary Iranian modern art New York 2000 Washington Dc 2000 Raygan center 1379- هدیه 3 تابلو به بخش سرطان بیمارستان شهدا ( موسسه خیریه بهنام دهش پور) 1379- نمایشگاه گروهی بیان تمثیلی در نقاشی نو گرای ایران ، موزه هنرهای معاصر 1379- اجرای طراحی 10 پرده بزرگ در موزه ایران باستان با عنوان " معرفی میراث مشترک ایران و یونان " گفتگوی تمدنها 1379- چاپ عکس و گزارشی کوتاه از بهرام دبیری در مجله تایم ، شماره 2000 June 12 1380- نمایشگاه کولاژ گالری سیحون با عنوان 25 برگ از یک کتاب گمشده. 1380-نمایشگاه نقاشی – مجسمه با عنوان کتیبه ها گالری گلستان. علی اصغر قره باغی مجله گلستانه شماره 30 "... گوناگونی آثار دبیری حاکی از وضعیت جست و جوگر و ظرفیت ابداع و دگردیسی اوست و این همه در عرصه یی گسترده اما در یک دایره اندیشگی خاص انجام می گیرد. او دائم به فرمهای هنری شکلی انسانی می دهد، و انسان ها را در فرم های هنری می نمایاند. تلاشش همه این است که به مفهوم سبک شکل و هیبتی زمینی و خاکی و ملموس بدهد. به همین اعتبار هم هست که حتی فیگور های اسطوره یی او در دسترس و قابل لمس به نظر می آیند. این گونه افسونی سبک و شیوه بیان بودن ، دبیری را بی نیاز از آن می کند که دیگران را دستمایه و ابزار بیان احساس خود کند. وقتی انسان را نقاشی می کند ، سندیت و عینیت او را به ذهنیت مبدل می کند و بدین سان ، دانسته یا ناخود آگاه به ژرفای روانشناختی، به مفهوم پست مدرنیستی آن نقب می زند. پست مدرنیسم این ژرفای روانشناختی را معادل اوج آفرینش هنری می داند... این همان ژرفایی است که نقاش را از پرده ای به پرده دیگر تغییر می دهد و با احساسی تازه در گیر می کند. هر احساس ، طلسم و تعویذی است که نقاش را افسون خود می کند و نقاش می کوشد تا به یاری نقاشی پرده یی دیگر آن را باطل کند". 1380- نمایشگاه نقاشی گروهی دوبی Total Arts at the Courtyard 1380-نمایشگاه نقاشی گروهی گالری سیحون به نفع بیماران M.S 1380-نمایشگاه نقاشی گروهی خانه هنر مندان. 1380-نمایشگاه نقاشی گروهی نگارخانه هنرمندان ایران به نفع فرهنگ نامه کودکان و نوجوانان. 1380- نمایشگاه نقاشی, اسپانیا- ماربیا, ماربیا کلاب مجله Absolute Marbella چاپ اسپانیا دسامبر 2001 می نویسد : در آثار بهرام دبیری نظم و خود انگیختگی و استادی بسیار در انتخاب رنگ را همراه سهولت و آزادی فراوان در طراحی می توان مشاهده کرد. J. Lbueno در روزنامه La Tribuna چاپ اسپانیا 25 اکتبر2001 می نویسد : بهرام دبیری هنرمند ایرانی برای اولین بار آثارش را در اسپانیا به نمایش گذاشت : گالری فابین فرینس بر گزار کننده نمایشگاه است در این نمایشگاه 20 اثر از آخرین آثار بهرام دبیری هنرمند معروف ایرانی به نمایش در آمد. SeasidePainting در این نمایشگاه ، هنرمند نقاش ایرانی ،آخرین خلاقیت های هنری را که در آن تاثیر پیکاسو به شدت دیده می شود و زن موضوع اصلی این آثار است . بینندگان بسیاری از این نمایشگاه دیدن کردند و از دیدن آثار لذت بردند. مخصوصاً از انتخاب رنگها و توانائی و روانی بسیار در طراحی ها. آنچه بیش از هر چیز در کار و تفکر دبیری جلوه می کند ، رفتاری آزادانه و توانائی در بکار گیر قلم مو و خو انگیختگی در طراحی است. حرکات به واسطه استفاده از رنگ ، امتزاج و سینرژی اشکال و فیگورهای تعریف شده به نمایش گذاشته می شوند. اینها همه توجه بیننده را به نقاشی دبیری جلب می کند و در عین حال نوعی احساس هیجان به بیننده دست می دهد. از خلال همه این عناصر است که دبیری نظر بینندگانش را جلب می کند تا آنها را درگیر گفتگویی ذهنی کند. و اینجاست راز موفقیت او که با گذشت زمان همچنان ادامه دارد. روئین پاکباز درباره آثار دبیری می نویسد: دبیری در نقاشیهای اخیر ، از ممارست خود به نتایجی مطلوب دست یافته است. پختگی رنگ گزینی ، روانی ِ طراحی ، همسازی نقشمایه ها ، گو نه گو نی بافت تصویر ، و استحکام تر کیب بندی را در تمام این نقاشیها میتوان دید. در سامان ِسنجیده بیشتر نقاشیها نو عی خود انگیختگی و رفتا ری آزادانه را می توان تشخیص داد. ولی ، پویائی سا ختار و پیچید گی بیان تصویری از مهم ترین دستا ورد های تازه دبیری به شمار می آید. او موفق می شود به مدد وسایل و تدابیر تجسمی ، معنائی دو گانه و رمز آمیز را به تماشاگر منتقل کند. پیام او ، به خصوص در صحنه های زنان ِ نشسته ، صراحت بیشتری دارد. تکانهای بصری ناشی از تبانیهای رنگی ، تداخل شکلها ، و تقابل هیکلهای سایه وار با پیکر های نیمه بر جسته ، صحنه را پر کشش و شور انگیز می نماید. اما در همان حال ، غلبه رنگهای خاموش ، ریتم ملایم خطهای شکلساز و نقشهای تز ئینی ، و تقارن نسبی تر کیب بندی ، سکون و آ رامشی را به صحنه باز می گر داند. فضا نه مکان ثابتی را تعریف می کند و نه بر زمان معینی دلالت دارد. علت حضور آدمها و اشیا نیز هم واقعی است و هم تصوری. نگاهها و حرکات ، خاطره ئی در گذشته های دور را باز می تابد ، و در عین حال ، از واقعه آینده خبر می دهد. پرسشی مبهم و آزار دهنده درباره هستی، جریان زندگی روز مره را برای لحظه ئی متوقف می سازد. ولی در این لحظه گذرا، پاسخی قطعی برای آن پرسش نمی توان یافت. گوئی، وجود هر چیز در مرز میان شک و یقین معنا پیدا می کند. حال از خود می پرسیم : در دنیای دبیری چه چیز را می توان باور داشت ؟ ماندگاری افسانه یا نا پایداری واقعیت را؟ نقاش در دو گانگی ِ حضور ِ جسمانی و اثیری این پیکر ها بر چه چیز تاکید می گذارد ؟ستایش زندگی ، عشق و زیبائی یا واهمه از دست دادن این موهبتها را ؟ چنین است که دبیری مخاطب خود را به کنکاشی ذهنی وا می دارد. و این موفقیت او است ، موفقیتی که آسان به دست نیامده. 1381- نمایشگاه گروهی ، دبی ، هتل میراژ





مروری کوتاه بر زندگی و آثار بهرام دبیری

بهرام دبیری- در ماه قوس (تیر و کمان مرد اسب ) و در سال ببر (1329) در شیراز به دنیا آمد.
تماشای نقش بر جسته های تخت جمشید و حضور شکوهمند کتیبه های نقش رستم از خاطرات کودکی اوست. او از دوازده سالگی به شکل خود سرانه و نیاموخته نقاشی را آغازکرد.
­ درباره آن سالها می نویسد:
در یکی از روزهای پائیز در شیراز به دنیا آمدم. ارغوانی ارغوان را بر سر دیوار باغ ها به یاد دارم ، و گلهای زرد بابونه را در باران.
اول می خواستم شاعر باشم ، بعد گیاه شناس ، اما رنگ گلها و گرمای نگاهها و اندامها مرا شیفته نقاشی کرد. کودکیم پر از داستانهای مثنوی و شاهنامه بود که شبها مادرم می گفت. برای خوب خواندن غزل از حافظ پدرم به من جایزه می داد. همراه خانواده به تهران آمدم­. وارد دانشکده هنرهای زیبا شدم. کتابخانه حقیرش برایم گنجی بود، بوش و بروگل را آنجا شناختم. با سیمین اکرامی که در رشته مجسمه سازی تحصیل می کرد ازدواج کردم. زندگی با شکوه تر شد. روزی صدها صفحه طراحی می کردم، از صورت و دست و اندام و اشیا . نقاشی برایم جستجوی خو دم بوده است.
1345-همراه خانواده به تهران آمد.
1347-اولین نمایشگاه خود را در گالری سپید تهران بر پا کرد.

علیرضا نوری زاده روزنامه نگار ، شاعر و منتقد در مجله فردوسی می نویسد :" روز سه شنبه هشتم مهر ماه ، نمایشگاهی داشت بهرام دبیری نقاش جوان در گالری سپید، این اولین نمایشگاه دبیری بود که اصلاً شیرازی است و یکسالی است که گریزی به تهران زده و خیلی جوان است و بیست ساله ، نقاش علاقمند به رنگهای تیره و فضای نقاشیهایش همگی نشانی از بسته بودن و خفگی و نیز در جایی افقی باز، اما باز انسانی تنها ، و دلگیر میشوی، هیچ روزنه ای سوی آفتاب نبود".
1349-وارد دانشکده هنرهای زیبا ی دانشگاه تهران شد.
در سال های آغاز دانشجویی تحت تاثیر نقاشانی چون بوش و برو گل قرار گرفت. با استادانی چون هانیبال الخاص ، بهجت صدر ، پرویز تناولی و روئین پاکباز کار کرد.
1352-با ­سیمین اکرامی که دانشجوی رشته مجسمه سازی همان دوره بود ازدواج کرد.

در این سال ها با آثار نقاشی دیواری مکزیک آشنا شد. او نقاشی را به طور حرفه ای از این سالها آغاز می کند. او در این دوران عموماً از تکنیک رنگ و روغن استفاده می کند و هر روز ساعت ها طراحی می کند.
1354-نمایشگاهی از این گروه کارها را در انستیتو گوته تهران به نمایش می گذارد.
م- آزاد شاعر درباره این نمایشگاه می نویسد: "محتوای نقاشی های دبیری ، هر چند خیال پردازانه ،کابوس وار، مرگ هم هست. مردگان که در خاک می شوند و جمجمه ها (کالبد شکافی وحشت)و عشق ، پرواز عاشقانه مردان و زنان ، روزنه ای بر ظلمت جهانی کابوس وار ... آبی های دبیری این ذهنیت غنی شاعرانه ، صدای آب و صدای نوازش دارد، من در آنها عشق دیده ام. کابوس ها را هم از بر آشفتگی او میدانم... او امروز ضیافتی از رنگ ها و چهره ها و اندام ها و حدیث ها از خیال دارد، با آرزوی بهتری و بیشتری ، به سلامت باشد که راستی نعمتی است بزرگ".
1354-نمایشگاهی در گالری سیحون از کارهای همین دوره به نمایش می گذارد.
دکتر غلامحسین ساعدی نمایشنامه نویس درباره این نمایشگاه می نویسد:
" هر تابلوی او ترکیبی است از چند تابلو و هر گوشه ی آن کاری است که می تواند بوم بزرگی را به پوشاند. ماده اصلی کار او آدمیزاد است ، ... چنین است که کار او گاه بسیار عبوس است ،همچون اسکلت فرسوده ای که مردی در نقش ماما از شکم زانویی بیرون می کشد ،و گاه فوق العاده ، همراه با طنز و طنازی .او تصویر گر کابوس های روزگار ماست".
1355-گالری نقش تهران – نمایشگاه طراحی با هانیبال الخاص.
1355-گالری دریسی شیراز آثار رنگ و روغن با هانیبال الخاص.
1356-به خدمت سر بازی اعزام می شود.
1356- نمایشگاه نقاشی و طراحی در تهران گالری.
انقلاب بر او تاثیر می گذارد. نقاشی پرده های بزرگ را آغاز می کند که دارای مضامین تاریخی و اجتماعی است. او این دوره را دوران دوم آثار خود می داند.
1358- نمایشگاه بازگشایی موزه هنرهای معاصر تهران با دو پرده بزرگ ،انقلاب و مزدک بامدادان.
1358-نمایش یک پرده بزرگ در حضور مردم در باغ فردوس تهران.
1358-نمایش یک پرده بزرگ در دفتر سیاسی " جنبش برای آزادی مردم ایران".
1359-موزه هنرهای معاصر تهران ، پرده ای بزرگ در ارتباط با انقلاب و جنگ.
1359-نقاشی یک دیوار در ترمینال خزانه تهران.
1359-نمایشگاهی از پنج پرده (فُرماسیون ها ) رنگ و روغن روی بوم در شورای نویسندگان و هنرمندان ایران.
1359-نمایش چند پرده در چند شهر شمال ایران.
1360- نمایشگاه گروهی نقاشی موزه هنر های معاصر تهران.
1360-نمایشگاه گروهی نقاشی در شورای نویسندگان و هنر مندان ایران.
1361- بحجت امید منتقد هنر در دفتر ششم فصلنامه شورای نویسندگان و هنرمندان ایران می نویسد : "... رنگ آمیزی تابلو های دبیری فوق العاده است. هر رنگ روشن و شاد گویا خورشیدی در درون دارد و هر رنگ تیره وغم باری شبی به سیاهی شب یلدا".
آثار این دوران در روزنامه مردم و مجله دنیا ( ارگان حزب توده ایران )مورد انتقاد قرار می گیرد. در این سال ها دبیری دو باره به کارگاه شخصی خود بر می گردد و دوره سوم آثار خود را آغاز می کند.
1363-نمایشگاه طبیعت بی جان در کارگاه شخصی ، رنگ و روغن روی بوم.
1363-نمایشگاه طرح ها و منظره ها در کار گاه شخصی ، آبرنگ.
1364-نمایشگاه پرده ها و مطالعات روی اساطیر در کار گاه شخصی.
فرج سر کوهی سر دبیر مجله آدینه در آدینه شماره 3 می نویسد : "… به تابلوهای کوچک دبیری که می رسیم، در کارهای او درخشش ویژه ای دارند. با خطهای ایرانی و به مهارت رسم شده و رنگ هایی که بجای خود نشسته اند. بی پیرایه و بی ادعا انگار شعری که بدیهه سرایی بسراید و بگذرد و شنوندگانش پس از یکی دو بار زمزمه ناگهان معنی عمیق آنرا در یابند".
1365-نمایشگاه چهره ها در کار گاه شخصی ، رنگ و روغن روی بوم.
1366-نمایشگاه خصوصی با مضامین اساطیری . تابلوی بزرگ " گاو زرین "از آثار این دوره است.
محسن طاهر نو کنده منتقد نقاشی در مجله آدینه درباره آثار این نمایشگاه می نویسد : " با دیدن آثار این نمایشگاه هنوز هم می توان سیمای معترض دبیری را در نزدیک به هشتاد اثر رنگ و روغن ، گواش، آکریلیک ،طراحی و سیاه مشق جستجو گرانه ، که پراکندگی تنوع آن از نیاز درونیش مایه می گیرد به خوبی دریافت. هم آوایی رنگ ها و هم نشینی خطوط برخی از تابلو ها شعری می آفریند مستقل ، قایم به ذات ، پر شور و گرما بخش".
توجه عمیق به آثار پیکاسو و تجربه هایی در کوبیسم
1367- نمایشگاه در کانون نشر نقره تهران.
محسن طاهر نو کنده در تقسیم بندی آثار دبیری اینگونه می نویسد : " دوره نخست آثار دبیری که تا سال های 56 و 57 ادامه دارد دوره نمادگرایی اوست. انگار انسان نخستین تازه به ساختار آیین مناسکی خود دست یافته است. تصویر ذهنی آدم ها و نوع کار برد رنگ ها که پیوندی اندام وار با مضامین آثارش دارد به گونه غلیانی بی اراده و مهار نا پذیر از درون او، در مایه های تندرنگی، با تهاجمی از انبوه متراکم هیاکل نقش بر جسته گونه، به کار برد مسطح و هموار رنگ های یکدست و یک پارچه به یاری رنگ و روغن ، بر بوم های کوچک و بزرگ او نشسته اند. این دوره گویاترین نمونه از ذهنیت اوست از دنیای اسطوره ساز اطرافش ، که با رویا چندان فاصله ندارد و به اجرای مناسک آیینی می ماند .
دوره دوم آثار او که در سال های 57به بعد آغاز می شود، دوره ای است که محیط زندگی و طبیعت اطرافش دگرگونی یافته . اگر از جنبه های صوری این آثار در گذریم ، به ناچار به سرچشمه های جوشش درونی او نزدیک می شویم و ارایه دوره نخست آثار او را تنها با تغییر صوری شیوه نگارگری او دوباره می شناسیم . در این دوره شگرد و مهارت های فنی و ساختار پیچیده و مسئولیت پیام گذاری او خروشان تر و برنده تر است .این پرده ها را می توان با نگاره های پرده داران دوره گرد گذشته ایران مقایسه کرد .
دوره سوم آثار دبیری با طبیعت بی جان ها آغاز می شود. دوره ای بارور و راهی تازه که برای او فرصت آموختن و آمیختن شیوه های گوناگون و تجربه های متفاوت و همزمان را فراهم می آورد. این دوره نه تنها در تجربه شگردها و تلقی تازه ای از شکل و محتوا جلوه گر است ، بلکه زمان و زبان آزمایش های تازه اوست" .

1368- نمایشگاه نقاشی گالری پافر تهران.
رادیوی تهران در برنامه صدای هنر با برخوردی شدیداً انتقادی از این نمایشگاه صحبت می کند و با مقایسه تفکر دبیری با تی – اس الیوت و ادگار آلن پو این آثار را آثاری منحط اعلام می کند!.
پرویز مرزبان استاد تاریخ هنر، مترجم و منتقد هنر در باره این آثار می نویسد : " گاهی مضمونی واحد را از زاویه های مختلف و با نگاه های متفاوت می نگرد. این نو به نو شدگی همراه با پختگی بسیار در کاربرد رنگ و شکل آفرینی و ترکیب بندی آثارش نمایان است . فضاهای بی مانند سرشار از چهره های اساطیری ، اندام های با وقار ، گاه نرم و موزون و گاه در کالبد شکسته . تصرف در مشهود ، نگاه های ژرف نگر ، حیرت زده ، مضطرب ... و این همه با طراحی های سریع و محکم و مطمئن که گویی بی واسطه از دید به دست و از دست بر صفحه کاغذ سریده است".
مجید شهرتی روزنامه نگار در مجله سروش می نویسد :" ... دگرگونی شکل طبیعی – واقعی انسان و پیرامونش و سرشتن آنها با تفکر ساختار گرایانه ی نقاش و یا تلفیق چهره انسان با طبیعت بی جان، دبیری را جستجوگری خستگی ناپذیر نشان می دهد. که به قرار دادها و شکلهای مالوف دل نمی بندد و همیشه در صدد شکستن چارچوبه ای است که محیط و ذهن عادت پسند ارائه می دهد. دبیری با پشتوانه تجربیات و مطالعات همه جانبه اش در امکانات نقاشی معاصر بر آن است تا به بیان شخصی و جهانی خود دست یابد. در این راه تنها قدرت کار و اعتماد به نفس او کافی است ".
1369- نمایشگاه خصوصی با هفتاد تابلو.
مرتضی کاخی شاعر، نویسنده و منتقد در باره این آثار می نویسد : "دبیری توانا و پرکار است . نگاهش بر جهان هستی جویا و کاشف است و صافی درونش نجیب و دقیق و سختگیر . هنر او گاهی خشن است و وهم انگیز، گاهی نرم و شورانگیز ولی در هر حال ژرف و شعور انگیز" .
روئین پاکباز استاد تاریخ هنر، نویسنده و منتقد هنر در نقدی بر این آثار می نویسد:" او به عنوان یک نقاش روایتگر ، دنیای شاعرانه ای را از پس پرده های آبی و خاکستری به ما نشان می دهد. در این دنیا همه چیز حتی نیروهای شر جلوه ای لطیف و زیبا دارند. گویی نقاش در این دسته از آثارش همواره به تماشاگر یادآور می شود ، تشویشی به خود راه مده، آنچه می بینی قصه ای بیش نیست. ولی این فقط یک جنبه از نقاشی دبیری است، جنبه دیگر رویا رویی او را با تلخی و خشونت واقعیت باز می تابد. در این جا ست که با یک نقاش بیانگر مواجهیم، حتی اگر به استعاره سخن بگوید".
1370-نمایشگاه " پرنده ها و نگاه " در قهوه خانه ای در کوهپایه درکه.
کیوان جهانشاهی موزیسین در مجله آدینه می نویسد : "... در تقابلی که بهرام دبیری بین شیفتگی و هراس، بین جهان ما و اسطوره بر بوم های خود خلق می کند، صورت ها در مسیر تراژیک خود با ذات اسطوره ای شان هم نشین می شوند، با آنها می ستیزند، می آمیزند و آنان " هراس زده " و "شیفته" در ناهمگونی انسجام یافته، محتوای شاعرانه اما نه تغزلی می یابند. محتوایی که ریشه در آمیختگی حال و گذشته در یک لحظه خلق دارد"
1370-نمایشگاه کولاژ در گالری گلستان تهران.
علی اصغر قره باغی منتقد نقاشی در مجله آدینه می نویسد:" آنچه در نقاشی های دبیری چشمگیر است یکپارچگی و تداوم اندیشه است. هر پرده اش به شکلی انکار نا پذیر متعلق به دنیای ذهنی اوست و با همان واژگان و ایماژ هایی نقاشی می کند که دیر زمانی است در تار و پود رویا های او تنیده شده است.
او می کوشد فضایی بدست دهد که بی پایان است و در آن صراحت کار ساز نیست و به همین سبب تا ثیر بصری ژرف تری دارد".
1371-گالری آبی بابل کارهای کولاژ و اکریلیک با هانیبال الخاص.
1371-نمایشگاه خصوصی با پنجاه تابلو.
احمد رضا دالوند طراح مطبوعات و منتقد هنر درباره آثار دبیری می نویسد : " در تک تک پرده های دبیری می توان کرونولوژی تاریخ هنر را آنگونه که او بر گزیده است مشاهده کرد. از نقاشی غار آلتامیرا ، تا آثار نقاشان چین باستان ، از مینیاتور های ایرانی تا بدویت نقاشی آفریقایی، از پرده های نقاشی قهوه خانه ای تا راز گونگی و سمبولیسم گوگن ،از شعر خطوط ماتیس تا منطق و استدلال کوبیست ها ، از نظم سزان وار تا روایات رویایی شاگال ...
می توان گفت دبیری نقطه تلاقی همه حافظه تصویری ماست".
1371- نمایشگاه گروهی برای حمایت از زنان و کودکان بو سنیایی.
1372- نمایشگاه نقاشی گالری آبی بابل با ابراهیم حقیقی.
1372- نمایشگاه نقاشی گالری آریا تهران.
روئین پاکباز درباره آثار این نمایشگاه می نویسد: " در سامان سنجیده بیشتر نقاشی ها نوعی خود انگیختگی و رفتاری آزادانه را می توان تشخیص داد ،ولی پویایی ساختار و پیچیدگی بیان تصویری از مهم تر ین دستاوردهای تازه دبیری به شمار می آید. او موفق می شود به مدد وسایل و تدابیر تجسمی ،معنایی دو گانه و رمز آمیز را به تماشاگر منتقل کند. تکان های بصری ناشی از تباین های رنگی ، تداخل شکل ها و تقابل هیکل های سایه وار با پیکر های نیم بر جسته صحنه را پر کشش و شور انگیز می نماید.
نقاش در دوگانگی حضور جسمانی و اثیری این پیکر ها بر چه تا کید می کند ؟ستایش زندگی ، عشق و زیبایی، یا واهمه از دست دادن همه این موهبت ها را ؟
چنین است که دبیری مخاطب خود را به کنکاشی ذهنی وا می دارد و این موفقیت اوست".

© 2003-2008 Bahram Dabiri